خنده

دفتر خاطرات خواهرم رو می خوندم تو اوجش بودم که نوشته بود " تو که الان داری  

فضولی میکنی و میخونی زور نزن چیز خاصی گیرت نمیاد!!! " منو میگی هول شدم دفتر

 رو بستم فکر کردم منو میبینه از تو دفترشلبخند

**********************************************************

چای دم کردم گذاشتم کنارم بخورم, نیومده مامانم برداشت رفت جلو مهمون گذاشت

لامصب از شکست عشقی هم بدتره :l

**********************************************************

یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا

آنتن...ندارمو قطع میشه و از این حرفا...

میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد!! اصلا یه وضی...

/ 4 نظر / 8 بازدید
هيئت جوانان سيدالشهدا(ع)

با سلام خدمت شما وبلاگ نويس محترم هيئت جوانان سيدالشهدا (ع) ازشما دعوت به بازديد از وبلاگ خود را مي نمايد . لذا خواهشمند است از وبلاگ هيئت بازديد کرده و نظرات خود را به ما انتقال دهيدو اگر مطالبي اموزنده اسلامي خود را به ما ارسال کنيد تا در وبلاگ قرارگيرد تا مورد استفاده قرار گيرد . و لطفا جهت تبليغ دين اسلام ما را لينک کنيد. با تشکر هيئت جوانان سيدالشهدا (ع) قم http://hayatjavanan.blogfa.com/

sara

سلام عزیزم وبلاگ بامزه ای داری هم خوشگله اما جالب موفق باشی گلم

hye jin

خیلی مطلبات جالبه....یعنی از اقیانوس آرومم یه چیزی اونور تر... [قهقهه][دست]

الهام

پریسا واقعن خنده دار بود [قهقهه]